تبليغاتX
تحقیقات فنی و تخصصی
آنچه شما خواسته اید

 


مژده به کلیه  فروشگاهها ، شرکتها و اهالی محترم آزادشهر ، معلم ، استقلال و ایرج میرزا

 

 


با کادری مجرب و متعهد آماده سرویس دهی منظم و ارائه کلیه خدمات حمل و نقل درون و برون شهری

در تمام ساعات شبانه روز به شما عزیزان می باشد . دقت ، سرعت و اطمینان سرلوحه کار پرسنل ما می باشد .

با عرفان سیر همسفر تمام لحظات شما هستیم

مدیریت تاکسی تلفنی عرفان پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما می باشد

آدرس : آزادشهر - امامت 42 - نبش چهار راه دوم - تلفنهای تماس : 6071401 6071402

مدیریت عابدی                                        6077030

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط reza | 


 

 

 

موضوع تحقیق : زندگی امامان

نام محقق : نجمه قادری

نام دبیر : مومنی

کلاس : 7/3

مدرسه :نورالهدی

                                

 

                                     بهمن ماه 86

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                    مقام معظم رهبری

                امام هشتم ، حضرت رضا (ع)

مولود فرخنده :

راويان مي گويند : مادر امام موسي كاظم (ع) حميده المصفاه نام داشت . اين زن از بزرگان عجم بود . وي كنيزي خريد كه در سرزمين عرب پا به هستي گذارده و رشد و نمو كرده بود . چون حميده اين كنيز را آزمود و دريافت كه او در دين و خرد از ديگر مردمان برتر و والاتر است ، وي را براي فرزندش امام موسي بن جعفر (ع) برگزيد و به او گفت : فرزندم ! تكتم ( يكي از نامهاي اين كنيز ) كنيز است ، اما هرگز كنيزي بهتر و برتر از او نديده ام و ترديد ندارم كه اگر او را سلاله اي باشد خداوند متعال سلاله اش را به زودي پاكيزه خواهد گردانيد . من او را به تو مي بخشم و تو را سفارش مي كنم كه در حق او نيكي كني . راويان در باره فضل اين كنيز مي نويسند : چون او امام رضا (ع) را به دنيا آورد : نوزاد بسيار شير مي خورد و قوي بنيه بود . پس تكتم گفت : دايه اي براي كمك به من بياوريد. به او گفته شد : مگر شير نداري؟

تكتم پاسخ داد : شير دارم، اما در نماز و نيايشم خلل وارد شده و از زماني كه رضا را زاده ام ، از نماز و عباداتم كاسته شده است .

تاريخ نگاران نامهاي متعددي براي مادر امام رضا (ع) ذكر كرده اند شايد به اين خاطر كه يك كنيز در نزد هر مولايي به نامي ديگر خوانده مي شده است .

نامهايي كه براي ايشان ذكر كرده اند ، عبارتند از :

نجمه ، اروي ، سكن ، سمان ، تكتم ، طاهره . اما مشهورترين نام وي تكتم بوده و پس از متولد شدن اما به نامهاي طاهره و ام البنين نيز خوانده شده است . تكتم نوزاد را در جامعه اي سپيد پيچيده به دست امام داد و آن حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و آب فرات خواست و از آن به كام كودك ماليد و سپس او را به تكتم باز گرداند و گفت : او را بگير كه او بقه الله در زمين است . مطابق آنچه در حديثي آمده است امام مي فرمايد :

علي ، پسرم ، بزرگ ترين فرزند من است و سخنانم را شنواتر . و فرمانهايم را مطيع تر . با من در كتاب جفر و جامعه كه جز پيامبر يا وصي پيامبر در آن نمي نگرد ، نگاه مي كند  يزيد بن سليط زيدي مي گويد : با امام موسي بن جعفر (ع) ديدار كردم و به آن حضرت گفتم : مرا از امام پس از خود آگاه كن چنان كه پدرت ما را از امامت تو آگاه كرد . امام پاسخ داد :

پدر من در دوره اي غير از اين دوره مي زيست !

عرض كردم : هر كه از اين وضع كه براي شما پيش آماده خوشنود است نفرين خداوند بر او باد . پس امام خنديد و فرمود : تو را آگاه مي كنم . اي يزيد بن سليط ! من از خانه ام بيرون شده ام و در ظاهر به فرزندانم وصيت كردم و آنان را با علي ، فرزندم ، شريك ساختم ، اما در نهان فرزندم را تنها به اين وصيت اختصاص دادم .

امام موسي كاظم (ع) از تمام وسايل موجود براي بيان امامت امام رضا (ع) استفاده مي كرد . آن حضرت برخي از حقوقي را كه نزد او مي آوردند ،‌مي گرفت و برخي ديگر را باقي مي گذاشت تا به جانشينش پس از او پرداخت شود . در واقع امام كاظم (ع) با اين كار مي خواست نشانه اي آشكار براي جانشين پس از خود باقي گذارد .

اخلاق و فضايل امام رضا (ع) :

او قرآن ناطق بود و سر چشمه همه اخلاق و دانش و كراماتش از قرآن بود .  مگر قرآن خود نشانه ي بزرگ خداوند در ميان بندگانش نيست ؟ مگر پروردگار ما قرآن را براي هر كس از بندگانش كه مي خواهد به راه راست او رهنمون

 

شود آسان نگردانيده است ؟ و آيا شگفت انگيز خواهد بود بنده اي كه قرآن را در طول حيات خويش سرلوحه ي خود قرار داده ، آيت بزرگ پروردگار جها نيان شود ؟ پيامبر (ع) به ما ياد آوري كرد كه پس از خود دو چيز گرانبها بر جاي مي نهد . كتاب خدا   ( قرآن ) و عترتش . سپس گفت كه اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا كنار حوض ( كوثر ) بر حضرتش وارد شوند .

امام رضا (ع) با تمام وجودش ، مصداق اين نور الهي بود تا آنجا كه مي فرمودند : اگر بخواهم ، مي توانم در كمتر از سه روز قرآن را ختم كنم ، اما هرگز به آيه اي  برنمي خورم جز آنكه در آن آيه و اينكه درباره چه چيزي فرود آمده و در چه وقتي نازل شده ، مي انديشم . از اين رو قرآن را هر سه روز يكبار ختم مي كنم . اما چگونه پشواي ما ، امام رضا (ع) ، تا بدين درجه به قرآن مانوس و پاي بند بود ؟ و آيا ما هم مي توانيم پيرو او در اين امر مهم باشيم ؟ قرآن كتاب خداست و آن كس كه دلش به نور خدا پيوند نيافته است نمي تواند كتاب او را دريابد . انسان به درجه ايمان و يقين خود و نيز به اندازه تجلي عظمت پروردگار در قلبش از نور خداوند ، كه در كتابش متجلي است ، بهرمند مي شود . امام رضا (ع) خداي را بزرگ داشت و او را پاس نهاد و امر خويش را بدو واگذار كرد و جز او هر چيزي را خوار و حقير انگاشت و در راه او هر بلايي را به جان خريد . تمام اينها وسيله ي او براي رسيدن به پروردگارش بود . امام (ع) عقيده داشت كه برتري او تنها به تقواست و نه به خاطر انتساب او به رسول خدا (ع) .

دوران امام (ع) :

امام رضا (ع) در دو دوره مختلف زندگي كرد . دوره خلافت هارون الرشيد كه يكي از سخت ترين دورانها بر اهل بيت بود . و در شرح سيره امام كاظم (ع) خوانديم كه عباسيان چگونه بر اهل بيت سختگيري مي كردند و امام را مي آزردند و او را از خانه اش در كنار قبر جد بزرگوارش به بصره و آنجا به بغداد مي بردند . امام هفتم هميشه يا به اقامت جبري محكوم بود و يا در قعر سياهچالهاي تاريك بسر مي برد تا آنكه سرانجام با زهري كه به حضرت خوراندند ، مظلومانه به شهادت رسيد . امام رضا (ع) در چهار سال نخست از امامت خويش ، همچون پدر بزرگوارش جام تلخ درد و رنج را سر كشيد .

شهادت و مزار امام رضا (ع) :

سرانجام امام (ع) را زهرا دادند و او بسان ديگر امامان به شهادت رسيد تا اين حديث درباره او مصداق پيدا كند كه : از ما كسي نيست جز آنكه به او زهر داده يا كشته باشندش . اما چه كسي او را زهر داد ؟ بسياري از علما بر اين باورند كه مامون در پس اين توطئه بوده است ، اما عده اي ديگر اين نظر را بعيد مي دانند و مي پرسند آيا مامون براستي تا اين اندازه پست و پليد بوده كه دستان خود را بدين جنايت زشت بزند ؟ ولي ما مامون را شناختيم . او يكي از خلفاي عباسي و وابسته به خانداني است كه رژيم آنان در خيانت به ياران و هواخواهان خود از ابومسلم خراساني گرفته تا برمك و فضل بن سهل ، پر آوازه و متمايز است . و مامون در راس هرم اين رژيم ، كه بنيان آن بر نيرنگ و ستم و كشتار استوار شده بود . از طرفي شيوه برخورد او با مردم و كشتارها و شكنجه ها و گسترش فساد از راه هاي گوناگون با ساده ترين اصول شيعه اهل بيت ، منافات داشت . بنابراين چه عاملي     مي توانست او را از ارتكاب چنين جنايت پليدي در حق خاندان رسالت باز دارد ؟! چون امام رضا (ع) وفات يافت ، مامون يك شبانه روز مرگ او را نهان داشت . سپس در پي محمد بن جعفر و گروهي از خاندان ابوطالب كه در نزدش حضور داشتند فرستاد . چون آنان پيش او آمدند ، مامون اظهار تالم و ناراحتي كرد و گريست و جسد سالم امام (ع) را به آنها نشان داد و گفت : اي برادر ! بر من بسي گران است كه تو را در اين حال ببينم. من اميدوار بودم كه پيش از تو از دنيا بروم ، اما خداوند چنين نخواست .

سپس دستور داد آن حضرت را بشويند . كفن و دفنش كنند و خود با جنازه امام بيرون آمد و جنازه را بر دوش مي كشيد تا آن را به محلي كه اكنون امام (ع) در آنجا مدفون است ، بياورد . اين محل خانه حميد بن قحطبه در قريه اي به نام سناباد از نواحي نوقان طبس بود . قبر هارون رشيد در اين خانه بود و امام رضا(ع)در برابر روي او در محل قبله ي اين خانه به خاك سپرده شد . امام رضا (ع) از دنيا رفت در حالي كه پسري جز امام ابو جعفر محمد بن علي (ع) كه در آن هنگام هفت ساله بود ، بر جاي خويش باقي نگذاشت .

سخنان تابناك امام امام رضا (ع) :

آيا بدون شناخت امام رضا (ع) و بهره گيري از نور دانش و معارف او مي توانيم ادعاي پيروي از حضرتش را داشت ؟

بر ما واجب است كه در گفتارها و وصاياي آنان كه به مثابه گنجينه هاي تمام ناشدني و نعمتهاي بي نظيرند ، به خوبي كاوش كنيم .

اما رضا (ع) ميراثي عظيم از معارف و علوم ، بويژه در حكمت الهي و بيان فلسفه و علل احكام وارد بر مذاهب باطله ، از خويش بر جاي نهاده است .

در پايان سخنان خردمندانه و پندهاي حكيمانه ي او را نقل مي كنم :

علي بن شعيب گويد : يك روز نزد امام رضا(ع) رفتم . از من پرسيد : اي علي ! زندگي كدام يك از مردم بهتر است ؟ عرض كردم : سرورم ! شما از من بدان آگاه تريد . فرمود : اي علي ! هر كسي كه زندگي ديگري در زندگي او نكو شود . اي علي ! زندگي كدام يك از مردم بدتر و ناگوارتر است ؟ عرض كردم : شما داناتريد .

فرمود : كسي كه ديگري در زندگي او زندگي نكند . اي علي ! با نعمتهاي خوش همسايه باشيد كه آنها رام نشده هستند و اگر از قومي گرفته شدند به آنها باز نخواهد گشت .

اي علي ! بدترين مردمان كسي است كه ميهمانش را باز دارد و به تنهاي بخورد و بنده اش را بزند . به خداوند خوش گمان باش . هر كس كه گمان خود را به خداوند نكو كند ، خداوند نيز او را نا اميد نخواهد كرد . و هر كه به روزي كم راضي شد ، به عمل كم از او راضي خواهد شد و هر كه به اندك از حلال خرسند شد ، هزينه اش سبك گردد و خانواده اش از نعمت برخوردار خواهد شد و خداوند او را به درد و درمان دنيا گرفتار نكند و او را به سلامت از دنيا به آخرت بيرون برد .

بخيل را آرامش ،

         حسود را لذت ،

                   ملول را وفا و

                               دروغگو را

                                        مروت نيست .

 

 

 

 

               

    

 حضرت علی (ع) کسی بود که حضرت محمد (ص) اورا به امامت انتخاب کرد علی  (ع) با دختر پیامبر« فاطمه زهرا »ازدواج کرد و بعد از فوت حضرت زهرا با امل بنین مادر حضرت عباس ازدواج کرد که بعد از امام حسن و امام حسین ، حضرت ابوالفضل العباس برادر خوانده امام حسن و حسین است .

 وقتی امام علی (ع) به دست ابن ملجم مرادی هنگامی که سر در سجده داشت ؛ به شهادت رسید ، امام حسن به امامت رسید .وقتی امام حسن به مدت چند سال امامت کرد که بعد به دست زن خود به شهادت رسید . به امام حسن (ع) زهر خوراندند .

 بعد از چند ساعت امام حسن بی هوش شد و از دهانش جگرش بالا آمد . پس از چند ساعت امام حسن (ع) به شهادت رسید . بعد امام حسین (ع) به امامت رسید که این امام برادر امام حسن و پسر امام علی بود که با لشکر عزیمی می خواست از شهر مکه به شهر کوفه برودکه در صحرای کربلا یا نینوا توقف کردند . امام حسین (ع) گفت : من در این صحرا به شهادت می رسم . شب امام حسین یاران را در چادر خود جمع کرد . و گفت یاران من همه در این جا به شهادت می رسید . پس هر کس که دلش می خواهد برود . امام شمع را خاموش کرد ، تا کسی که می رود خجالت نکشد وقتی چراغ روشن کرد دید که فقط 72 نفر هستند امام گفت ما فردا جنگ نمی کنیم . چون ما و یارانمان تشنه و خسته هستیم . شب بود که فرمانده لشکر یزید با پسرش به سمت خیمه امام حسین (ع) آمدند و توبه کردند و گفتند می خواهیم اولین نفراتی باشیم که شهید می شویم . فردا حُر و پسرش به دست سپاه خود به شهادت رسیدند . امام حسین رفت و آنها را از میدان جنگ بیرون آورد و به خاک سپرد آن دو نفر اولین شهیدان کربلا بودند . فردا بود که پسر بچه کوچکی به نام علی اصغر که پسر امام حسین (ع) نیز بود . امام رفت و به لشکریان یزید گفت : به این بچه کمی آب بدهید . شمر به حرمله دستور داد تا آب را بر امام حسین خون کند. حرمله هم تیر سه شعله را بر گلوی علی اصغر زد . علی اصغر در دستان پدرش جان سپرد .

بعد نوبت حضرت ابوالفضل عباس شد . حضرت عباس (ع) به میدان رفت تا آب بیاورد ، با مشکی زیبا وارد میدان شد و چندین نفر را تارومار کرد . بعد شمر چند نفر را با هم فرستاد تا دستان حضرت عباس را قطع کردند آنها دستان حضرت عباس را قطع کردند . بعد یکی از لشکریان یزیدگفت من بگویم که نقطه ضعف عباس چیست . آن مشک را سوراخ کنید . حرمله تیری بر مشک عباس زد و دیگر عباس امیدی نداشت . امام حسین آمد و عباس را از روی زمین برداشت . عباس گفت مرا به خیمه نبر ؛ امام حسین گفت : چرا ؟ حضرت عباس گفت چون من به بچه ها قول آب داده ام و خجالت می کشم . امام حسین عباس را همانجا خاک کرد . بعد حضرت حسین (ع) به میدان آمد . امام چند هزار نفر را تارو مار کرد . بعد شمر آمد و از پشت امام حسین (ع) را با شمشیر زد و امام را نقش بر زمین کرد . بعد سر امام را روی سنگ گذاشت چون زیر گلوی امام را می بوسید . هیچ کس جرات نداشت به آنجا دست بزند . شمر سر امام را از پشت سر قطع کرد و امام را به شهادت رساند .

                                                                  والسلام .

 

 

 


 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط reza | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آنچه شما خواسته اید ؟!.
کلیه تحقیقات و مطالب درخواستی مخصوصاً ارائه پایان نامه در زمینه های مختلف دانشجویان - دانش آموزان و کارمندان محترم ادارات و شرکتها جهت ارائه به مراکز و دوایر تابعه
در صورت لزوم فقط کافیست به شماره تلفن 6227047 - 0511 و همراه 09355198293 شرکت تایپ و تکثیر دانشجو - مدیریت برادران سرچاهی تماس حاصل فرموده و یا از طریق صندوق نظرخواهی نظرات و تقاضاهای خود را ارائه کرده و ملزومات خود را سفارش دهید تا در اسرع وقت و با کمترین هزینه به آدرس شما ارسال گردد .

نوشته های پیشین
هفته چهارم بهمن 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته سوم آبان 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

<-BlogAndPageTitle->
<-BlogDescription->
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آنچه شما خواسته اید ؟!.
کلیه تحقیقات و مطالب درخواستی مخصوصاً ارائه پایان نامه در زمینه های مختلف دانشجویان - دانش آموزان و کارمندان محترم ادارات و شرکتها جهت ارائه به مراکز و دوایر تابعه
در صورت لزوم فقط کافیست به شماره تلفن 6227047 - 0511 و همراه 09355198293 شرکت تایپ و تکثیر دانشجو - مدیریت برادران سرچاهی تماس حاصل فرموده و یا از طریق صندوق نظرخواهی نظرات و تقاضاهای خود را ارائه کرده و ملزومات خود را سفارش دهید تا در اسرع وقت و با کمترین هزینه به آدرس شما ارسال گردد .

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

<-BlogCustomHtml->